ارتباطات
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/30 | ساعت: 23:09
امروز بصورت اتفاقی دوباره به وبلاگ سر زدم و نکته ای جالب نظرم رو جلب کرد !آخرین کامنتی که دریافت کردم مربوط به چندین سال پیشه، و خب من دقیقا برای کی مینویسم ؟ سوال سختی نخواهد بود .برای خودم و یادآوری خودمبه هرحال در این ده سالی که در این وبلاگ مینویسم چیزهای زیادی تغییر کرده و دوست دارم این اصلاحات...
are
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/30 | ساعت: 23:09
I send you the main part of genetic exam “System of exclamation marks:! - 50/60% chance it will appear on the exam!! - 90%!!! - definitely!Homozygote – definition!!Dominant homozygote – alleles AA!!Recessive homozygote – alleles aa!!Heterozygote – Aa A | | a!Monogenic diseases: e.g. Cystic FibrosisP...
فیروز نادری
◷
تاریخ انتشار: 1403/2/18 | ساعت: 15:25
قبل از امتحان در خستگی عمیق و شکننده ای، ویدیو استاد مرحوم فیروز نادری عزیز رو دیدم که میگفت کاش میتونستم با جوانان 17 18 ساله صحبت کنم که هیچوقت تسلیم نشیددر حال حاضر چند مدتی از امتحان سختی که داشتم گذشته و نتیجه مثبت به همراه داشت، کمی احساس خالی بودن و عدم هدف در من جاری شده، با این حال کمی استر...
عادت
◷
تاریخ انتشار: 1403/2/18 | ساعت: 15:25
چند ساله گذشته خواندن کتاب های روانشناسی ( در صد زیادی از کتاب های روانشناسی زرد و غیر علمی هستن ) را بیهوده میدیدم u200du200du200d، بدون اینکه حتی این کتاب هارا روق زده باشم معمولا اساس انتخاب کتاب را گذاشته بودم بر عهده آدم های فرهیخته ای که چند کتاب بیشتر از من خوانده بودند و روشن فکر محسوب میشدن...
خمیدگی
◷
تاریخ انتشار: 1402/10/11 | ساعت: 18:32
برای اولین بار در زندگی کمر درد و زانو درد ناشی از خستگی کار رو تجربه کردم، انتظار داشتم در سالهای خیلی دور تری شاهد درد بدن در نقاط مختلف باشم نه در 25 سالگیبه هرحال اتفاقی است که افتاده، گاها برای خودم ناراحت میشم که این اولین نشانه های پیری را میشد با بهتر زندگی کردن و انتخاب مسیر مناسب به تاخیر ...
انرژی از شکلی به شکل دیگر در می آید
◷
تاریخ انتشار: 1402/10/11 | ساعت: 18:32
به خاطر داشتم در گذشته ای تقریبا دور، غر زدن های خودم رو مینوشتم ، توانایی به زبون آوردن خیلی چیزهارو نداشتم و حقیقتا نوشتن چه راه خوب و شیرینی بودگاهی وقتا یا نمیتونستم اعتراض کنم به خاطر شرایط گاهی هم نمیخواستم ، اما نوشتن همه ی این فشار و عصبانیت منو خالی میکرد ، میشدم یه آدم خوب و صبور در حالی ک...
حسرت
◷
تاریخ انتشار: 1402/10/11 | ساعت: 18:32
دو سال پیش ؛ خیلی گشنم بود در یک روز سرد و بارانی ، با اینکه چند ماهی میشد توی این سرما غذا دلیوری میکردم اما پاهام به سرما عادت نکرده بود (با خودم میگفتم یکم پول اضافه بیارم چندتا جوراب گرم برای خودم میخرم) وارد رستوران شدم تا سفارش رو تحویل بگیرم ، یه آقایی با لبخند کلی منو تحویل گرفت و گفت بزودی ...
بارون
◷
تاریخ انتشار: 1402/5/12 | ساعت: 2:35
یه حس قدیمی امروز دوباره برام زنده شده، شاید حسی که ده سال پیش تجربه کرده بودمهوای سرد و بارونی در حالی که چتر نداشتم منتظر اتوبوس بودم، اتوبوس اومد، گرم و کمی شلوغ ، حس خونه داشت ؛ هیچوقت دلم نمیخواست ازون اتوبوس پیاده شمعکس های داخل اتوبوس رو میزارم Adblock test (Why?)
مدیریت زمان و هزار درد بی درمان
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/21 | ساعت: 13:11
در این زمان از زندگی و زندگانی که دارم به حداقل 30 ساعت در روز زمان نیازمندم ، که 24 ساعتش رو استفاده کنم و 6 ساعت هم بخوابم ، حقیقتا زیبا و رویایی میشد ، بر خلاف رویاهای معمول که به ناگهان غول چراغ جادو از راه میرسد این یک رویای دانشجویی و مکانیکی محسوب خواهد شددر رویاهای معمول و غیر واقعی ( در واق...
تصمیمات حیاتی
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/21 | ساعت: 13:11
در زمان مهمی از زندگی قرار گرفتم، خیلی نمیخوام بازش کنم اما همیشه بهم میگفتن سعی کن رییس خودت باشی، یا آقای خودت باشیو حتی در راستای اینکه چگونه میشود رییس بود به انتخاب مسیر زندگیت جهت بدن؛ خوب یا بد، موفق یا ناموفق!در حال حاضر در مسیر رییس شدن، شانس کارمند خوب بودن رو از دست دادم و هر روز تلاش میک...
امداد الهی
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/21 | ساعت: 13:11
پارسال این موقع سال رو از خاطر نمیبرم ، شغل نداشتم و ماه ها بود از خانواده پول میگرفتم اما فقط برای اجاره خونه و این نصف هزینه های زندگیم بودچیزی نداشتم بخورم ، اگر نوشین نبود واقعا غذا هم نمیتونستم بخورم چون همه خرید هارو نوشین میکرد، یه اسکوتر برقی خریده بودم که باهاش غذا دلیوری کنم اما توی شهری ز...
سال ها بعد
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/6 | ساعت: 21:14
سلامامروز اولین روز از سال 1402 هست و با دیدن یه وبلاگ یادم افتاد خیلی سال پیش وبلاگی داشتم که از خودم اونجا مینوشتم ، همون زمانی که نوجوان بودم شاید 16 17 سالم بود آخرین مطالبی که نوشتم مال 3 سال پیشه ، راستش فکر میکردم اتفاقات بزرگی در انتظارم هستن اما خب کلا میتونم بگم همه چیز عوض شده یعنی خواسته...
آدمی که وبلاگ را مینوشت در سال 1402
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/6 | ساعت: 21:14
خب بنظرم ایده بدی نیست یکم از خودم بنویسم25 سالم شده، میشه گفت کم و بیش مستقل شدم، داره نزدیک به یک سال میشه پولی از خانواده نگرفتم ، البته پارسال یا دو سال پیش هم گاهی زندگی باهام خوب تا نمیکرد و بی پول میشدم ازشون کمک میگرفتمهنوز دانشجوم و خیلی از همکلاسیام عقب افتادم ، حدود دو سال تقریبا درس نخون...
بررسی گذشته
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/6 | ساعت: 21:14
رفتم نوشته های قبلیمو خوندم و خداروشکر از خودم خجالت زده نشدمفکر میکردم خیلی افتضاح تر ازین حرفا باشه، دیدم خواسته های سه سال پیش چقدر مسیر امروز من رو تعیین کرده، یکی ازون مسائل فارغ التحصیل شدن هست که سه سال پیش انقد از خودم دور میدیدمش که هنوزم ازم فاصله زیادی داره، یعنی در مسیرش قدم نگذاشتم چون ...
یک سال بعد
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/1 | ساعت: 12:26
سلام دوبارهنمیدونم هنوز کسی وبلاگمو دنبال میکنه یا نه، چون خودمم یادم رفته بود این وبلاگ رو دارم! ازین یک سال بخوام بگم اینکه دانشجوی داروسازی شدم و هستم، سال دومم ! چیزی که همیشه آرزوشو داشتم، زبان
قبول شدم
◷
تاریخ انتشار: 1397/11/14 | ساعت: 10:46
سلام من قبول شدم ! خداروشکر تونستم مزد یکسال زحمت کشیدن رو بگیرم روزای سخت و پر ابهامی بود ولی نتیجه داد یه قدم مونده تا ایتالیا
سال 97 سال درگیری
◷
تاریخ انتشار: 1397/11/14 | ساعت: 10:46
سلام شاید وبلاگ من به کل فراموش شده باشه بخاطر کلی وقت فعالیت نکردن راستش یه عالمه اتفاق افتاده تا این لحظه، اتفاقات شیرین و به یاد موندنی 7 فروردین اولین قرار عاشقانه و واقعا جدی من رقم خورد، 500
آرزوها
◷
تاریخ انتشار: 1397/11/14 | ساعت: 10:46
همه چیز از یک رویا شروع میشه، رویاهای بزرگ، از سنین خیلی پایین آرزوی دیدن دنیا رو داشتم میخواستم توی دانشگاهی معروف توی خارج از کشور درس بخونم، دوست داشتم علاوه بر فارسی حداقل به یک زبان بین المللی صح
روزهای بعد از امتحان
◷
تاریخ انتشار: 1396/11/24 | ساعت: 5:19
سلام به همه ی دوستای خوبمخب امتحانم دادم البته یک ماه پیش امتحان دادم ! دیگه ببخشید وقت نشد بیام و بنویسماولش میخواستم بلیت هواپیما بگیرم ؛ امتحان ساعت 9 صبح بود و ترجیح میدادم ساعت 2 یا 3 صبح پرواز کنم از شیراز به تهرانولی ساعت 5 صبح بلیت بود و در نتیجه گفتم ممکنه تاخیر داشته باشه و امتحانم تموم شه...
سالی که گذشت
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/26 | ساعت: 2:41
یک سال هست که دیگه دانش آموز نیستم توی یک سالی که گذشت واقعا هیچکاری نکردم... خیلی ناراحتم ازین بابت یه تابستون رو کامل استراحت کردم؛ بعدش تصمیم گرفتم برای کنکور بخونم یه شروع فوق العاده داشتم تصمیم داشتم رشته تغذیه قبول شم اما یکم تحقیق کردم دیدم از